|
سر بلند کردم و به لوح زیبا ولی بس دل آزار نگریستم « اسایشگاه سالمندان و معلولین ».
وقتی واژه آسایشگاه را خواندم، از خود پرسیدم؛ آیا جایی که آسایش هست آرامش هم آشیان دارد؟! در را گشودند؛ راهی و راهرویی طویل و بر همه چیز گویا، تداعی رویاهایی را داشت که راهرو، منتهی به رویا می شد ولی رویایی بس دردناک و دل آزار. به جمعی رسیدم، همه پیرمرد و پیرزن، با صورت هایی زیبا که تجربه را فریاد می کردند. از پدری پرسیدم؛ پدر جان چرا اینجایی؟ گفت: پسرم. از مادری پرسیدم؛ تو چرا مادر؟ گفت: دخترم. از گروهی پرسیدم که چرا؟ گفتند : هم دختران و هم پسران. گفتم: چه کرده اید مگر؟ گفتند : عمر گفتم : مگر بد است، گفتند : اگر اضافه باشی بد است. گفتم : عمر دست خداست؟ گفتند : عشق و محبت دست خود ماست. گفتم : مگر نکردید؟ گفتند : زیاد گفتم : پس چرا ندیدید؟ گفتند : امان از این روزگار! گفتم : که نخواهند دید؟ گفتند استغفرا... گفتم : باز محبت، باز عشق ؟ گفتند : از زمانی که او سرشت ! دیگر نتوانستم ادامه بدهم چرا که هر چه خواستم بگویم که آنان بد کرده اند و مستوجب قهر و غضب اند، نتوانستم. آخر گفتم : حرفتان چیست؟ جوابی شنیدم که ارکان وجودم لرزید به آن ها پشت کردم و ان ها تا ابتدای راهرو منتهی به رویا مرا بدرقه کردند. وقتی به آنانی که مرا بدرقه کردند، فکر می کنم، احساس می کنم که چه نگاه هایی را میهمان بودم و چه نگاه هایی میهمان خداحافظی من شدند. جواب آخرشان را به یاد می اورم و نگاهشان را و فریادی که در دل و در نگاهشان متجلی بود. آن نگاه هایی که از عمق وجود فریاد بر می آوردند که : به آنان بگویید دوستشان داریم.
پ.ن.1 : یک سال از عمرمان را بدون پدربزرگ و مادربزرگ مهربانمان سپری کردم و امروز به نیت دیدارشان لحظاتی را در کنار پدر بزرگ و مادربزرگ ها به خاطره هایم افزودم. پ.ن.2 : من از تو دوست عزیزم این خواهش را دارم که گر هنوز وجود این پدر و مادرها زینت بخش خانه هایتان هست؛ هر وقت از تو خواستند دستشان را بگیری، بگیر نه هر وقت که فرصت کردی، شاید وقتی نماند تا تو فرصت کنی که دستشان را بگیری. پ.ن.3 : بیا در این لحظه برای سلامتی تمام پدربزرگ و مادربزرگ ها آمینی بگوییم و برای آمرزش دو عزیز از دست رفته من نیزفاتحه ای. پ.ن.4 : زین پس دیگر نمی گوییم تنهاییم، بی یاور و یاریم؛ چون هوادار ما دعاهای شبانه همین پدرو مادرهاست.
|
About![]()
من و سالهایی که یکدیگر را نمی شناختیم Archivesآذر 1388تیر 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
اميد نامه |