تبليغاتX
زیبا زیباست

زیبا زیباست

به نام آنکه زیبایی را دوست دارد

 

                                                             

به نام خدا

برای خویش می سرایم و دل بی قرار خویش از تو و سِحر ِنگاهت. از تو می گویم وبا تو که جادوی کلامت و برق نگاهت را در این سرای فانی همتایی نیست گویی نفحاتی است از دنیایی دیگر و گویی او تو را از خاک نیافرید که تو از نوری و از جنس سروری ، تو شعر حضوری ، حضور ِخالق یگانه در جای جای زندگانی ما. نام تو بر زبان جاری می شود و ذره ذره وجود، آرامش را فریاد می زنند گویی نام تو اکسیر حیات می بخشد.
مادر.....مادر...از خویش گذشتی تا من پای بدین سرای هستی نهم آن هنگام که عرق بر جبین داشتی و نهال مرا در این زمین گذاشتی و اقامه عشق برپای داشتی تا من باشم و پیمانه مستی از این سرای هستی برگیرم و پیاله را از ذکر یاد خدا لبریز دارم و از آن نام ، کام برگیرم. بر مویه هایم خنده صبر نشاندی و بر خنده هایم اشک شوق ریختی و من چه ناسپاس بودم ...
تو خود بگو تو را با کدامین واژه تفسیر کنم ؟ نامت را در کدامین قاموس تقریر کنم؟قبله من ، تکبیره الاحرام نماز من رو به سوی تو خوانده می شود و من طواف عشق ، گرد ِکعبه وجود تو می کنم. مادر...تو شمعی و من پروانه ات ، لیلی و من دیوانه ات . من زائر ِعرفات توام و لباس احرام در حریم ِکعبه تو می پوشم. مادر...مگر تو جلوه جمال و مهر الهی نیستی ؟ پس چرا بت نشکنم و تو را سجده نکنم؟ تو تعبیر شعر خدایی و من واژه واژه دیوان شعر تو را از بر می کنم تا در ساحل ِامن ِآرامش تو خاطرم با هرچه یاد توست قرار گیرد.
مادر.....در برَم بمان و هیج حکایت جدایی مخوان و از نشئه وصل خویش مرا مرهان که طاقت فراقت بر پیکر رنجورم تازیانه درد می نوازد و من بی تاب از هجران بر ملامت خویش چاره ای نمی بینم. مادر مباد گل ِخوش عذار روی از بلبل زار بگرداند که :
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
مادر مباد لیلی زندگانی من باده وصل از دستان ِمجنون بستاند و دنیای بی عشق بر او ارزانی دارد . مباد شیرین ِشیرین دهان ِمن ، آوازه تیشه بیستون را نشنود که کوه بر سر فرهاد آوار خواهد شد . مادر مباد لیلی من نباشی مباد شیرین من نباشی مباد مجنون و فرهاد به دست تقدیر بسپری . مادر مباد که سایه سر نباشی . تو را به حق علی درماندگی ِمجنون صفتان ِ عشق تو از یاد مبر .
مادر... مادر تو را به همان سجاده ای که بوی ریاحین ِبهشتی میدهد ، به همان چادری که حرم ِامن ستر و عفاف و ملکوت است و به آن زلال ِاشکی که بر کنج دیدگانت می نشیند از خیل ِناسپاسیهایم درگذر و بر سر سفره نیایشت فرزند بی قرارِچنان دعا کن که به ولای علی گر مامن ِ دعایت نباشد از تند باد حوادث این وامانده حقیر را راه گریزی نباشد که به والله همان یک دعایت مرا تا همیشه عمر کفایت کند چون نیک میدانم سوز دعایت عرش خدا را می لرزاند و ملائک به اقتدایت نماز و نیایش عشق می خوانند. و تو ای خدای مهربانیها و تو ای خدای آفریننده مادران بی ریا ، سجده سپاسمان را از برای خلقت مادران عشق و عطوفت و مهربانی بپذیر و به عذر و تقصیر گر قصوری روا میداریم از چشمه ناب مهرت ، جرعه شور ابدی به دل پاکشان ارزانی دار و مارا همواره ساکن کویشان و مست از می سبویشان قرار بده.
اللهم اغفر لی و لوالدی و لجمیع المومنین و المومنات به حق حبیبک محمد و عترته الطاهرین.»

 

سلام

این نثر زیبا از طرف یکی از بهترین دوستانم به مناسبت میلاد گل پهلو شکسته باغ علی به من حقیر تقدیم شده، من هم همین جا تقدیم می کنم به همه مادرهای دنیا، الخصوص فرشته زندگی این عزیز.

 

                                                                                                صمیمانه سپاسگزارم.

                                

+äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه سوم تیر 1387ÓÇÚÊ19:42ÊæÓØ الهام | |